گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
88
كورشنامه ( فارسى )
مشكلات طرف روزبهروز افزون خواهد شد . پدرم هميشه مرا نصيحت مىكرد و تو هم بر همين عقيدهاى كه عاقبت هر نبردى بيشتر به جسارت و جرئت بستگى دارد تا به زور بازو . » سياكزار جواب داد : « اى كورش ، تو و پارسىها هيچگاه چنين انديشهاى به دل راه ندهيد كه من از حضور شما در اينجا و هزينهء شما اندك رنجشى يا ملالى داشته باشم . و اما مصلحت رزم را در اين مىبينم كه ما زودتر به قلب دشمن بتازيم . - پس چون عقيدهء مشترك ما در اين است كه حمله را آغاز نماييم ، بىدرنگ درصدد تهيهء مقدمات برآييم و به يارى خدايان جنگ را آغاز نماييم . پس از آن به سربازان فرمان دادند كه خود را مهيا سازند . سپس كورش فرمان داد به درگاه خداى بزرگ و خدايان ديگر قربانى نمايند و از آنان طلب يارى نمود . آنگاه دليران نگاهبان ماد را به يارى طلبيد و در بهترين ساعت فرمان حركت صادر كرد . پيادهنظام به حركت درآمد و در نزديكى سرحد مستقر شدند و حال آنكه سوارهنظام به سرزمين دشمن وارد شده بناى نهب و غارت گذارد و غنايم فراوانى به دست آورد . در ضمن حركت ، چون كورش ديد كه بيش از ده روز راهپيمايى فاصله باقى نيست ، به سياكزار گفت : « از حالا ما بايد پيوسته مراقب حملهء دشمن باشيم . اما نبايد اينطور وانمود كنيم كه از تماس با خصم در دل بيم داريم يا به اكراه و اجبار تن به نبرد دادهايم . » سياكزار نيز به همين عقيده بود و از آن پس صفوف به حال حاضر به جنگ حركت كردند ، و هرروز به ميل و ارادهء فرماندهان مسافتى طى مىكردند . اردو غذاى خود را در هنگام روز صرف مىكرد و شبها آتش نمىافروخت ، بلكه فقط در پيشاپيش طلايهداران آتش مىافروختند تا اگر كسى مىخواست وارد شود او را ببينند ولى خود از نظر او پنهان بمانند . برخى از اوقات در قسمتهاى عقب اردو نيز آتش مىافروختند . تا دشمن را سردرگم نمايند و جاسوسان پى نبرند كه مقدمه و مؤخرهء سپاه در كدام قسمت قرار دارد . از طرف ديگر آسوريان چون از مجاورت سپاهيان مطلع شدند ، اطراف خود را بنابر عادت بعضى از ملل ، خندق حفر كردند . به علت كثرت افراد ، اين خندق به سرعت حفر شد . چون مىدانستند كه شبها سوارهنظام و اسبها در هرسو پراكنده هستند و حمله و شروع به كار بسيار طولانى و مستلزم وقت بسيار است ، اطراف خود را خندق مىكندند تا در امن و امان به سر برند و از طرف حريفان مورد تجاوز قرار نگيرند ، و هروقت كه خود خواستند حمله كنند . بارى ، در اين وقت دو لشكر به يكديگر نزديك شدند . چون فاصلهء دو سپاه به يك فرسنگ رسيد ، آسوريان سپاهيان خود را در محل امنى در سنگرها در فضاى آزاد قرار دادند . و حال آنكه كورش سپاهيان خود را در پشت تپه و آبادى كه به كلى از نظرها مستور بود پنهان نمود ، چون مىدانست كه در جنگ و جدال هرچه حركات سپاه از